تبلیغات

اسلاید شو

سامان سلیمانی ، کارشناس ارشد مدیریت اجرایی ، گروه مشاورین اجرایی کسب و کار

فروشندگی حرفه ای

سه شنبه 19 بهمن 1395 09:10 ق.ظنویسنده : صادق زرگری دکترای مدیریت کسب و کار

 

برچسب ها: فروشندگی حرفه ای ، سامان سلیمانی ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 11:24 ب.ظ

 

ده پرسش کلیدی برای راه‌کارهای فروش بیشتر کدامند ؟

یکشنبه 11 آذر 1397 04:27 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

ده پرسش کلیدی برای راه‌کارهای فروش بیشتر :

بخش مهمی از موفقیت شما ناشی از نوع وکیفیت پرسش‌های برانگیزاننده و نیز تسلط شما بر راه‌کارها و چگونگی استفاده از آن‌ها در شرایط گوناگون کسب و کار و زندگی است.

۱- چرا مردم از ما می‌خرند؟ (علل و عوامل خرید مشتریان از ما)

۲- چرا مردم از ما نمی‌خرند؟( علل و عوامل عدم خرید مشتریان از ما)

۳- چه کنیم که مردم بیشتر از ما بخرند؟ ( راه‌کارها و روش‌های افزایش خرید از ما و نخریدن از رقبای ما)

۴- چرا ما از فروشنده خاصی می‌خریم؟

۵-چرا ما از فروشنده خاصی نمی‌خریم؟

۶-فروشنده خاص چه باید انجام دهد تا ما از او بیشتر بخریم؟

۷- مهمترین علل و عوامل موفقیت فروشندگان موفق در شرایط دشوار بازار چه هستند؟

۸- مهمترین علل و عوامل موفقیت ما در شرایط دشوار بازار در گذشته چه بوده‌اند؟

۹- مجموعه عوامل و علل خرید یا عدم خرید کدامند؟

۱۰-چگونه با استفاده از عوامل شناسائی شده خرید یا عدم خرید، به اهداف بازاریابی و وظایف فروش خود سریع‌تر و بهتر دست یابیم؟

 


برچسب ها: پرسش های کلیدی در جهت فروش بیشتر ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 آذر 1397 04:25 ب.ظ

 

مراحل مهم و اساسی برای فروش موفق کدامند ؟

شنبه 10 آذر 1397 11:08 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

5 مرحله اساسی در فروش :

فروشندگان زیادی را دیده ایم که وقتی لب به سخن می گشایند،چه در حالت تلفنی و چه در حالت حضوری، این احساس به ما دست می دهد که داریم به یک نوار ضبط شده گوش می دهیم.! فروش یک فرایند حرفه ای است،باید براساس یک مدل استاندارد پیش برویم تا بتوانیم به بهترین نتایج دست یابیم.اکثر افراد فروش را این گونه نمی بینند.
در یک فرایند فروش به طور خلاصه 5 مرحله اصلی وجود دارد:
مرحله 1 : ایجاد رابطه ای موثر با مشتری(Rapport)
مرحله 2 : پرسیدن سوالهای حرفه ای از مشتری(Ask Questions)
مرحله 3 : کشف یک نیاز(Find a Need)
مرحله 4 : ایجاد پلی بین نیاز مشتری و محصولات و خدمات خود(Link the Need to you)
مرحله 5 : بستن قرارداد یا همان فروش(Close)
حال به بررسی هر کدام از این مراحل می پردازیم:
مرحله 1 : ایجاد رابطه ای موثر با مشتری(Rapport)
اولین وظیفه هر فروشنده ای ایجاد ارتباطی موثر با مشتری است.انسانها دوست دارند از کسانی که به آنها اعتماد دارند و از دوستانشان خرید کنند.بنابراین ابتدا شما باید به مشتری اثبات کنید که دوست او هستید و قصدتان خدمت به اوست.اگر مشتری احساس کند که شما واقعا به او و نیاز ها و خواسته هایش توجه دارید و منافع وی را در نظر می گیرید به شما اعتماد می کند و امکان خریدش از شما افزایش می یابد.
این بخش را جدی بگیرید. بسیاری از فروشندگان از این قسمت مهم از فروش، به سادگی عبور می کنند.آنها فراموش می کنند که در 2 سطح کسب و کاری (Business Level) و انسانی(Human Level) با مشتری سر و کار دارند.خیلی ها به این سطح انسانی توجه نمی کنند.دیروز این نکته را به یکی از مسئولین رستورانی که به آنها سفارش غذا می دهم تذکردادم.به او گفتم که توقع دارم وقتی تماس می گیرم من را بشناسید(حتی اگر حافظه خوبی ندارید نگران نباشید ، نرم افزار هایی برای این کار وجود دارند که به محض تماس، نام مشتری را برایتان به نمایش می گذارند) گفتم انتظار دارم که نام و آدرسم را بدانید و هر بار از من نپرسید! او قبول کرد و البته شلوغی کار را بهانه کرد، اما واقعیت این است که حدود 70 درصد از مشتریان به خاطر همین بی توجهی های ساده از تکرار خرید امتناع کرده و به سمت سایر رقبای شما می روند.بنابراین اگر انتظار دارید مشتری شما باز هم به شما مراجعه کند فراموش نکنید که او توقعاتی احساسی از شما دارد که اگر برآورده نشود فروش دیگری در کار نخواهد بود.به مشتری خود به صورت ویژه نگاه کنید.
طبق آنچه در شماره های قبل در مورد کاربرد NLP  در فروش مطرح کردیم، برای ایجاد ارتباطی مناسب و رسیدن به مرحله راپورت(جایی که بین شما و مشتری ارتباط موثری شکل گرفته است)  ابتدا این ما هستیم که باید خود را با مشتری هماهنگ کنیم،شما باید از لحاظ حالات و زوایای بدن خود را تا حد ممکن به او شبیه کنید.به زبان بدنتان به طور جدی توجه کنید.(در مقالات آینده در مورد شناخت زبان بدن و کاربردهایش در فروش مطالبی ارائه خواهم کرد) با استفاده صحیح از زبان بدن خود می توانید مشابهت زیادی با مشتری ایجاد کنید.با حالاتی مشابه با مشتری خود بنشینید و با حالاتی مشابه با او صحبت کنید.زمانی که در حال صحبت کردن است به صورت حرفه ای به او گوش دهید،از نکات مهم صحبت او یادداشت بردارید و هر از گاهی بخشی از صحبت های او را تکرار می کنید.بدین گونه می توانیم پایه های اعتماد اولیه را ایجاد کنیم.به ظاهر خود نیز بسیار توجه کنید.یک فروشنده حرفه ای فردی با پوششی مناسب و تمیز است(مجبور نیستید لباس های گران قیمت بپوشید، شیک پوش بودن کمی سلیقه وا ندکی هوش می خواهد!) فروشنده حرفه ای می داند اولین تاثیری که بر مشتری می گذارد تاثیری بسیار با اهمیت است و از آن به آسانی نمی گذرد.به ثانیه های اول ارتباط با مشتری توجه جدی داشته باشید.
مرحله 2 : پرسیدن سوالهای حرفه ای از مشتری(Ask Questions)
پرسیدن سوال از مشتری بالقوه یکی از بخش های ظریف فرایند فروش است.طرح پرسش های حرفه ای یکی از عواملی است که ما را به سمت نهایی کردن فروش پیش می برد.یک فروشنده حرفه ای به جای پرداختن به توضیحات اضافه در مورد کالا و خدماتش، با پرسیدن سوالهای مناسب، به آنچه در پس زمینه ذهن مشتری وجود دارد پی می برد.از سوالهای باز برای ایجاد انگیزه برای حرف زدن استفاده می کند،سوالهای باز سوالاتی هستند که جواب تک کلمه ای ندارند و مشتری برای پاسخ به آن باید توضیح بیشتری ارائه نماید.این سوالات مشتری را به صحبت وامی دارد و شما فرصت پیدا می کند با گوش دادن به سخنان او اطلاعات بیشتری در خصوص نیازهایش به دست آورید.
اما سوال های بسته جوابهای تک کلمه ای دارد،از آن می توان در زمانی که قصد اخذ جوابهای صریح دارید استفاده کنید.
مرحله 3 : کشف یک نیاز(Find a Need)
اساسا مهمترین کاری که باید توسط یک فروشنده صورت گیرد این است که به نیازها و خواسته های مشتری آگاه گردد.هیچ مشتری طالب محصولات و خدمات ما نیست او به دنبال ارتقاء وضعیت فعلی خود و رفع یکی از خواسته هایش است.به همین دلیل روشن ،یک فروشنده موظف است با تیزحسی و همانطور که گفته شد با پرسیدن سوالهای مناسب درصدد باشد تا این کشف مهم را به انجام رساند. با رسیدن به چنین درکی کار برای رسیدن به مراحل بعدی فروش هموار می شود.در این مرحله به جای قضاوت و پیش داوری، به صورت هوشمندانه به حرفهای مشتری گوش می دهیم و به حس او در هنگام بیان آنها توجه می کنیم.این گونه می توان به اهمیت چیزهای مختلف از دیدگاه مشتری پی ببریم. یادتان باشد در هر مذاکره ای کنترل در دست کسی است که خوب می پرسد و خوب گوش می دهد
با خوب گوش دادن و دقت به لحن مشتری و زبان بدن او در هنگام صحبت هایش می توانید پی ببرید که به دنبال چه چیزی می گردد.آنگاه نوبت به مرحله بعد می رسد.
مرحله 4 : ایجاد پلی بین نیاز مشتری و محصولات و خدمات خود(Link the Need to you)
پس از اینکه نیاز و خواسته مشتری را پیدا کردیم حالا نوبت ارائه راه حل است،باز هم تاکید می کنم ارائه راه حل،راه حلی برای بهبود،اگر در کار بیمه هستید سطح امنیت مشتری را با راه حل خود بالا می برید،اگر در کار فروش محصولات دارویی هستید دارید سطح سلامتی افراد را بالا می برید،دقت کنید و ببینید مشتری شما به دنبال چه چیزی می گردد ،نیاز و خواسته اش چیست و آنگاه باید بتوانید به او ثابت کنید که برای مسئله اش راه حلی دارید.باید بتوانید او را قانع کنید که محصول یا خدمت شما می توانید آن نیاز را برآورده نماید.بنابراین اساسا ارائه محصول نباید به یک شیوه ثابت برای همه مشتریان صورت گیردف بلکه به صورت ویژه برای هر مشتری اجرا می گردد.اگر این مرحله را به درستی پیاده سازی کنید به صورت خودکار مشتری به مرحله آخر هدایت خواهد شد.
مرحله 5 : بستن قرارداد یا نهایی کردن فروش(Closing)
شاید بتوان گفت این بخش حیاتی ترین بخش از فرایند فروش است.بسیاری از فروشندگان با این بخش مشکل دارند.به زحمت مشتری را به مرحله آمادگی برای خرید می رسانند و به راحتی این بخش مهم را از دست می دهند.به جای اینکه فروش را نهایی کنند مشتری را به حال خود رها می کنند.گاهی با اعتراضی از سوی مشتری مواجه می شوند و فرض را بر این می گذارند که مشتری مشکلی دارد و قصد خرید ندارد،درصورتی که در چنین شرایطی مشتری به دنبال دلایل قویتری برای خرید است و اعتراض می تواند نشانه بسیار خوبی باشد.یک فروشنده حرفه ای به خوبی از هر نوع اعتراضی عبور می کند و مسائل ذهنی مشتری را حل می کند. تصمیم خرید احساسی است اما مشتری باید برای خودش دلایلی منطقی برای توجیه خریدش داشته باشد.اگر هنرمندانه مشتری را در شرایط احساسی مناسب قرار داده و دلایل منطقی لازم را نیز در اختیارش قرار دهید رسیدن به مرحله آخر و عبور از آن به سادگی رخ می دهد و انرژی زیادی از شما نمی طلبد.فقط کافی است در زمان مناسب،یعنی شرایطی که مشتری را از هر جهت آماده کرده اید از او بخواهید که خرید را انجام دهد.نگران نباشید مشتری ها نیز دوست ندارند زیاد معطل شوند،گشتن به دنبال فروشنده مناسب نیز از آنها انرژی می گیرد.آنها منتظر کمکی از سوی شما هستند تا هر چه زودتر خریدشان را انجام دهند.در چنین شرایطی بدون معطلی از او بخواهید خریدش را انجام دهد.
باز هم تاکید می کنم فروش یک فرایند حرفه ای است.برای موفقیت در آن، باید مراحل را به درستی اجرا کنید.
ونکته آخر اینکه یادتان باشد قرار است فروش دومی هم صورت گیرد،بنابراین به همان اندازه که برای فروش و بستن قرارداد مُصر بودید برای جلب رضایت مشتری بعد از خرید هم پیگیر باشید.


برچسب ها: مراحل مهم و اساسی در فروش ،
آخرین ویرایش: شنبه 10 آذر 1397 11:06 ق.ظ

 

بازاریابی لامسه ای چیست ؟

چهارشنبه 23 آبان 1397 10:28 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

چگونه با استفاده از «بازاریابی لامسه‌ای» مشتریان را به خرید ترغیب کنیم؟

 این روزها، ما تقریبا می‌توانیم هر چیزی را آنلاین بخریم، اما طبق نظرسنجی وب‌سایت RetailDive، هنوز بعضی از مشتریان (۵۶ درصد شرکت‌کنندگان) قبل از خرید آنلاین، به فروشگاه می‌روند تا جنس را از نزدیک ببینند یا لمس کنند. این یعنی به‌رغم فراگیر شدن تکنولوژی، بسیاری از مشتریان هنوز هم ترجیح می‌دهند لاستیک را با پای شان لگد بزنند یا لوازم آرایشی را تست کنند. پشت «بازاریابی لامسه‌ای»، علمی نهفته که کمک می‌کند با استفاده از روش‌های لمس کالا، مشتریان را به خرید ترغیب کنیم.

بازاریابی لامسه‌ای چیست؟

آیا تا به حال عبارت «اطلاعات لامسه‌ای» به گوشتان خورده؟ اطلاعات لامسه‌ای یا هپتیک (haptic)، اطلاعاتی است که با استفاده از حس لامسه به دست می‌آوریم. بازاریابی لامسه‌ای یک روش نسبتا جدید است که هدفش، تاثیر بر خرید مشتری با استفاده از حس لامسه است. قدیم‌ها، که همه حضوری خرید می‌کردند، ما همیشه از بازخوردهای لمسی در ارزیابی محصول استفاده می‌کردیم. جنس پارچه را دست می‌زدیم. دکمه‌ها را فشار می‌دادیم. شلوار را پرو می‌کردیم و میوه‌ها را با دست فشار می‌دادیم تا ببینیم رسیده‌اند یا کال هستند.
اما حالا به لطف تجارت الکترونیک، عکس محصول را می‌بینیم، مشخصاتش را می‌خوانیم و نظر بقیه کاربران را مرور می‌کنیم تا خلأ ناشی از خرید غیرحضوری را جبران کنیم.
در بسیاری از موارد، تا پستچی محصول را به دستمان نرساند، آن را در دستانمان نمی‌گیریم. گاهی باعث می‌شود محصولی که خریدیم، تو ذوقمان بخورد: «جنس پارچه آنقدرها که فکر می‌کردم خوب نیست» یا «این هدفون‌ها گوشم را اذیت می‌کنند
با اینکه ما خودمان را بازاریابان مدرن می‌دانیم و از ده‌ها کانال بازاریابی استفاده می‌کنیم، دیجیتالی شدن ما باعث شده از یکی از مهم‌ترین کانال‌های بازاریابی آفلاین غافل شویم: پوست. غشاء پوستی ما بزرگ‌ترین عضو بدن ماست که زیر آن، انباشته از بافت‌ها و گیرنده‌های حسی است که کمک می‌کنند فشار، درد، بافت، لرزش، دما و سایر حس‌ها را حس کنیم. این گیرنده‌ها می‌توانند رفتار ما را تحریک کنند. در حقیقت، یکی از شاخه‌های علمی به نام «شناخت وابسته به بدن» استدلال می‌کند که تصمیم‌گیری‌های ما در مغز انجام نمی‌شود، بلکه به شدت تحت تاثیر بدن ماست.
در کل، این یعنی حس لامسه ما می‌تواند روی تصمیم ما برای خرید تاثیر بگذارد.
اما فقط به این حرف‌ها استناد نکنید. از «جوآن پک» که استاد بازاریابی مدرسه کسب وکار ویسکانسین است، بپرسید. او یکی از اولین و سرشناس‌ترین کارشناسان بازاریابی لامسه‌ای است.
چند مورد از یافته‌های او را مرور می‌کنیم: در موقعیت‌هایی که لمس کردن به شناخت ویژگی‌های محصول کمک می‌کند (مثلا، کدام ملافه نرم‌تر است، تراکم ۱۰۰۰ یا ۵۰۰؟)، این کار می‌تواند عزم فرد را به خرید جزم کند، چون با لمس کردن، به تصمیم خود مطمئن می‌شود. حتی وقتی لمس کردن، کمکی به کشف ویژگی‌های محصول نمی‌کند، باز هم اگر آن را لمس کنیم و نظرمان مثبت باشد، انگیزه ما برای خرید افزایش می‌یابد. علاوه بر این، اگر چیزی را به دلیل اینکه به نظرمان جالب و بامزه است لمس کنیم، تمایلمان نسبت به آن کالا بیشتر می‌شود.
یک نکته جالب: بعضی‌ها بیشتر از بقیه به لمس کردن نیاز دارند. این افراد بدون لمس کردن نمی‌توانند (یا به سختی می‌توانند) برای خرید تصمیم بگیرند.
اما لمس کردن فراتر از ارزیابی است. این کار به ما حس ارتباط می‌دهد. یکی دیگر از نتایج تحقیقات جوآن بیان می‌کند: «لمس کردن محصول می‌تواند در ما حس مالکیت ایجاد کند» و چون حس مالکیت داریم، فکر می‌کنیم که خرید آن محصول، جزئی از سرنوشت ماست. 
و ماجرا در اینجا جالب می‌شود: در تحقیقات جوآن، افرادی که محصول را لمس کرده بودند، ارزش مالی بیشتری برای آن قائل شدند (با فرض اینکه حس آنها از لمس کردن مثبت بوده باشد). این یعنی آنها حاضر بودند پول بیشتری بابت آن محصول پرداخت کنند.
«حس لامسه ما می‌تواند روی تصمیم ما برای خرید تاثیر بگذارد»

چطور از بازاریابی لامسه‌ای استفاده کنیم؟

با توجه به تاثیر بالقوه لمس کردن در اطمینان، تمایل، حس مالکیت و ارزش محصول، بد نیست که بازاریابان این حس را در تجربه مشتری بگنجانند. در عصر انفجار دیجیتال، امکان لمس محصول می‌تواند وجه تمایز میان شما و رقیبان تان باشد. به‌علاوه، لمس کردن می‌تواند تعداد کالاهای مرجوعی را کاهش دهد، چون وقتی مشتری چیزی را لمس می‌کند، دقیقا می‌داند چه چیزی را دارد می‌خرد.
استفاده از لمس کردن به‌عنوان ابزار بازاریابی، اتفاق جدیدی نیست. سمپل‌ها (نمونه‌های مجانی) یا نسخه‌های رایگان از دیرباز در صنعت لوازم آرایشی و نرم‌افزار رواج داشته‌اند. در این حوزه‌ها، مشتریان عادت کرده‌اند که قبل از خرید محصولات را تست کنند.

علاوه بر این تاکتیک که امتحانش را پس داده، طی سال‌های اخیر، شاهد استراتژی‌های هوشمندانه‌تری نیز بوده‌ایم. مثلا، فروشگاه‌هایی مثل «میسیز»، «ASOS» و «نوردستروم» سعی دارند چیزی شبیه تجربه اتاق پرو را به مشتری ارائه کنند: آنها محصول را رایگان به خانه مشتری می‌فرستند تا امتحان کند و اگر نخواست، دوباره به پیک تحویل می‌دهد. به این ترتیب می‌توانید محصول را لمس یا تن کنید، بدون آنکه هزینه پیک بدهید. در گذشته، هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد که تشک یا عینک تبی را آنلاین خریداری کند. اما دو شرکت «واربی پارکر» (عینک) و «کسپر» (کالاهای خواب) با ارسال محصول به در منزل مشتری، این امکان را فراهم کرده‌اند.
یکی دیگر از روش‌ها، خلق «تجربه لمس» است، به این‌ صورت که محصول را در یک فعالیت می‌گنجانند که مشتری از آن لذت ببرد

اگر لمس کردن ممکن نباشد چه؟

گرچه استراتژی‌های ذکر شده برای بعضی از شرکت‌ها مناسبند اما بعضی از برندها نمی‌توانند لمس کردن را در تجربه مشتری بگنجانند. اما راه‌حل‌هایی وجود دارد.
تحقیقات نشان می‌دهد وقتی امکان لمس کردن محصول وجود ندارد، باید تجربه‌ای مشابه لمس کردن به مشتری ارائه کنید. طبق مطالعات مجله «روانشناسی مصرف‌کننده»، هنگام خرید محصولاتی که دارای ویژگی‌های مواد هستند (مثل جرم یا تراکم یا رسانایی، مثلا فرش‌های کرک‌دار یا بوت‌های جیر)، معمولا مردم ترجیح می‌دهند حضوری خرید کنند اما اگر ویژگی‌های محصول برای مشتری کاملا شرح داده شود، تمایل آنها به خرید آنلاین بیشتر می‌شود. پس یک فایل صوتی یا ویدئو یا متنی که نرمی فرش یا بوت را توضیح داده باشد، می‌تواند لمس کردن را تداعی کند.
ویدئو یک رسانه قدرتمند است که می‌تواند تجربه لمس کردن را در ذهن مشتری تداعی کند اما نمایش ۳۶۰ درجه محصول کافی نیست. برای آنکه تجربه ملموس باشد، می‌توانید از یک انسان کمک بگیرید. من به شخصه، ویدئوهای شرکت زاپوس (تولیدکننده کفش و لباس) را دوست دارم: یکی از کارکنان شرکت که یک آدم معمولی به نظر می‌رسد، کفش‌ها را می‌پوشد و قدم می‌زند. وقتی این ویدئوها را می‌بینید، احساس می‌کنید واقعی هستند و می‌توانید کفش‌ها را در پای خودتان تصور کنید.
«
مت اندرسون» در وب‌سایت Think With Google درباره گسترش گرایشی در یوتیوب صحبت می‌کند؛ ویدئوهایی به نام «با من بخر». در این ویدئوها، سازنده ویدئو بینندگان را به مغازه می‌برد. طی دو سال گذشته، زمان تماشای این ویدئوها ۱۰۰۰ درصد افزایش یافته. او می‌گوید: «به این ترتیب، بینندگان می‌توانند خرید کردن را با کسی که به او اعتماد دارند تجربه کنند و تصمیم بگیرند که آیا آن محصول به دردشان می‌خورد یا نه.» علاوه بر ویدئو، بعضی از برندهای خلاق از تکنولوژی‌های واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) برای خلق یک تصویر فیزیکی خیالی استفاده می‌کنند، مثل اپلیکیشن شرکت «هالستد» (فروش و اجاره املاک) که با استفاده از آن، احساس می‌کنید داخل خانه هستید. می‌توانید دستگیره در را بچرخانید و داخل کمدها را نگاه کنید.
در آینده نزدیک، به لطف فناوری‌های لمسی قادر خواهیم بود تجربه لمس کردن را از طریق حس‌هایی مثل لرزش و فشار، شبیه‌سازی کنیم. در حال حاضر، این سیستم‌ها در بعضی حوزه‌ها به کار می‌روند: حوزه بازی‌های کامپیوتری (لرزش فرمان‌های ایکس باکس)، دستگاه‌های الکترونیکی (ویبره نوتیفیکیشن اپل واچ) و وسایل امنیتی (دستگاه‌های کنترل‌کننده که با لرزش به خلبان هشدار می‌‌دهند که مرتکب خطا شده). شرکت «Markets and Markets» پیش‌بینی کرده که تا سال ۲۰۲۰، این صنعت حدود ۲۰ میلیارد دلار ارزش خواهد داشت، با رشد سالانه ۱۶ درصد.
البته این را هم باید در نظر بگیریم که در هر دو تحقیقات، بعضی از واکنش‌ها صرفا به این دلیل بود که این تجربه برایشان تازگی داشت. این یعنی وقتی این تکنولوژی‌ها بیشتر رواج پیدا کند، از جذابیتش کاسته خواهد شد. اما در هر حال، همه دوست داریم بدانیم این تکنولوژی‌ها به کجا می‌رسند، پیشگامان این عرصه چطور از آنها استفاده می‌کنند و نسل‌های بعدی چطور با تحولات همگام می‌شوند.
اگر بازاریابان بیشتری به اهمیت حس لامسه در بازاریابی پی ببرند، به زودی شاهد رنسانسی در عرصه تبلیغات لمسی خواهیم بود. مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۵ در مجله کسب وکار هاروارد منتشر شد، مدعی شده بود که «به زودی وارد دوره‌ای خواهیم شد که بسیاری از تولیدکنندگان کالاهای مصرفی از مزایای بازاریابی حسی بهره‌برداری خواهند کرد



برچسب ها: بازاریابی لامسه ای ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 آبان 1397 10:33 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 42 ) ... 4 5 6 7 8 9 10 ...