تبلیغات

اسلاید شو

سامان سلیمانی ، کارشناس ارشد مدیریت اجرایی ، گروه مشاورین اجرایی کسب و کار

فروشندگی حرفه ای

سه شنبه 19 بهمن 1395 09:10 ق.ظنویسنده : صادق زرگری دکترای مدیریت کسب و کار

 

برچسب ها: فروشندگی حرفه ای ، سامان سلیمانی ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 11:24 ب.ظ

 

عبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری کدامند ؟

سه شنبه 18 دی 1397 01:59 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

عبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری :

همگی ما می‌دانیم که وقتی صحبت از خدمت به مشتری در میان باشد، گفتار نیکو و لحن مثبت از اهمیت خاصی برخوردار است. اما بسیاری از فروشندگان هنوز از واژه‌ها و عباراتی استفاده می‌کنند که به مشتری تصویری نادرست القا می‌کند و در ذهن او از تجربه خرید تاثیر منفی باقی می‌گذارد.

بکارگیری برخی ازعبارات باعث خدشه وارد کردن به فروش و احتمالا  از دست دادن مشتری می‌شود. در این‌جا به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

 

۱- نمی‌دانم

مشتری از فروشنده انتظار ندارد که همه چیز را بداند ولی وقتی صحبت از پاسخ‌گویی به یک سئوال یا درخواست در مورد کالا در میان است، از فروشنده این توقع را دارد که به حرفه‌ی خود تا حدی اشراف داشته باشد که بتواند به سئوالات وی پاسخ دهد.

بهتر است بگویید: “این سئوال خوبی است؛ اجازه بدهید جواب آن‌را برای شما پیدا کنم.”

۲- جنس فروخته شده پس گرفته نمی‌شود.

ممکن است سیاست فروشگاه شما به گونه‌ای باشد که استرداد کالا را مجاز نداند. خوب است که این امر را به اطلاع مشتری برسانید اما فروشنده لازم است انعطاف‌پذیر باشد و برای حفظ یک مشتری اجازه استرداد یا تعویض کالا را بدهد.

بهتر است بگویید: “اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست چطور می‌توانیم رضایت شما را جلب نماییم.

۳- خونسرد باشید

شاید در خدمت‌رسانی و پاسخ‌گویی به مشتری جمله‌ای بدتر از این نباشد. اگر مشتری از عصبانیت در حال انفجار است بهترین برخورد سکوت است. اجازه بدهید مشتری صحبتش را به اتمام برساند و وقتی کاملا خود را تخلیه کرد، احساس بهتری خواهد داشت و برای پذیرش راه حل آمادگی پیدا می‌کند.

بهتر است بگویید: “من از شما عذرخواهی می‌کنم.”

۴- این کالا را ندیدید؟

اگر مشتری به دنبال کالای خاصی می‌گردد احتمال دارد که قبلا آن‌را جستجو کرده، اما نیافته است. معنی آن این است که یا کالا به اتمام رسیده است و یا جایی در فروشگاه وجود دارد. حتی اگر مشتری قبلا به دنبال آن نگشته باشد، بهترین نوع خدمت به مشتری این است که وی را برای یافتن جنس مودرد نظر همراهی کنید و یا این‌که در انبار به جستجوی آن بروید.

بهتر است بگویید: “بله، از این جنس داریم، اجازه بدهید ببینم آیا در انبار هست.”

۵- ساعت کار ما تمام شده است.

در پایان روز، کاری که کارکنانی که شیفت کاری آن‌ها به پایان رسیده است تمایلی به انجام آن ندارند این است که پس از اتمام ساعت یک مشتری را در فروشگاه بپذیرند.  پیش از این‌که یک فروش بالقوه را از دست بدهید به این نکته توجه کنید که شاید مشتری ساعت کار مغازه را نداند و یا حتی نداند که ساعت چند است.

بهتر است بگویید: “ساعت تعطیلی فروشگاه ساعت و ساعت شروع به کار آن ساعت . است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟

۶- خرید شما همین است؟

شاید مشتری از این عبارت برداشت منفی نداشته باشد اما واقعیت این است که این عبارت را فروشندگان بیش از حد استفاده می‌کنند که استفاده از آن یک فرصت فروش را از بین می‌برد.

بهتر است بگویید: “آیا کالای ما را دیده‌اید که همراه با آن‌چه شما خریده‌اید استفاده می‌شود؟”  یا “آیا تا بحال از فلان کالای ما استفاده کرده‌اید؟

۷- چیزی که می‌خواهید آن طرف است.

پیش آمده است که از زبان یک فروشنده گرفتار یا بی‌تفاوت این نوع سرویس‌دهی نا‌مناسب را شنیده‌ایم. گاهی به یک جهت نا‌معلوم اشاره می‌کند و زمانی حتی سر خود را بلند نمی‌کند که به مشتری اطلاعات دهد. به همه فروشنده‌های خود تفهیم کنید که این نوع پاسخ‌گویی به زبان آوردن یک “نه ” بزرگ است.

بهتر است بگویید: “با من بیایید من به شما نشان می‌دهم که کجاست.”

۸- من نمی‌توانم این کار را انجام دهم.

یکی دیگر از عباراتی که بار معنی منفی دارد و نمی‌بایستی توسط هیچ فروشنده‌ای بکار رود، همین جمله است. یا اختیارات فروشنده باید افزایش یابد ویا این‌که به وی آموزش داده شود که برای حل مسائل دشوار به سرپرست یا مدیر فروشگاه مراجعه نماید.

بهتر است بگویید: “کاری که می‌توانم انجام دهم این است که …”

۹- این بخش به من مربوط نمی‌شود.

ممکن است که همین‌طور باشد، اما این چیزی است که قطعا مشتری تمایلی به شنیدنش ندارد. به فروشنده می‌بایست آموزش داد که با تمام فعالیت‌های موجود در فروشگاه آشنایی یابد، یا دست کم بداند که در مورد بخش‌های مختلف با چه کسی تماس بگیرد.

بهتر است بگویید: “من با کمال میل شما را پیش کسی می‌برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.”

۱۰- ما الان این کالا را تمام کرده‌ایم.

در یک فروشگاه پیش می‌آید که یک نوع جنس تمام شود و مشتریان نیز این را می دانند. اگر به مشتری بگوییم که چه زمانی این کالا در فروشگاه موجود خواهد بود احتمالا آن‌را از جای دیگری تهیه خواهد کرد. اما بهتر است فعال‌تر عمل کنیم و پیشنهاد کنیم که با او تماس خواهیم گرفت اما از او نخواهید که بابت این مسئله با شما تماس بگیرد.

بهتر است بگویید: “الان از این کالا در مغازه نداریم اما روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید  تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟

۱۱- این بر خلاف سیاست فروشگاه ماست.

در بازار رقابتی امروز، فروشنده نمی‌تواند قابل انعطاف نباشد. داشتن خط مشی و سیاست‌های خاص در هر فروشگاهی از اهمیت خاصی برخوردار است. اما مهم‌تر آن است که مشتری را راضی نگه‌داریم از این عبارت فقط وقتی استفاده کنید که از یک سیاست به غلط استفاده می‌شود.

بهتر است بگویید: “سیاست مغازه ما این است اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من می‌توانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که …”

۱۲- من این‌جا تازه‌کار هستم.

به دلایلی بعضی از فروشندگان فکر می‌کنند با بیان این عبارت خود را خلاص می‌کنند. اما در حقیقت به مشتری ربطی ندارد که شما تازه آمده‌اید، او فقط می‌خواهد با کسی سروکار داشته باشد که به وی اطلاعاتی را که لازم دارد بدهد و اورا به نتیجه ای که می‌خواهد برساند.

بهتر است بگویید: “لطفا مرا قبول کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.”

۱۳- گوشی

این عبارت یا نظایر آن باید به کلی فراموش شوند؛ راه‌های مودبانه‌تری برای بیان این مفهوم بدون این‌که مشتری را آزرده کند وجود دارد.

بهتر است بگویید: “ممکنه خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید؟

۱۴- الان سر من شلوغ است.

آیا تا به حال این جمله را از زبان یک فروشنده شنیده‌اید یا خودتان گفته‌اید که: “به‌خاطر مشتری است که کاری برای انجام دادن دارم.” اگر در کار خرده‌فروشی هستید حتما به این مسئله اندیشیده‌اید. حقیقت این است که بدون وجود مشتری، در یک فروشگاه کاری برای انجام دادن وجود ندارد.

بهتر است بگویید: “خوشحال می‌شوم که به شما خدمتی بکنم.”

۱۵- شما اشتباه می‌کنید.

البته همیشه این مشتری نیست که درست می‌گوید، اما فروشنده هم هرگز نباید بگوید شما اشتباه می‌کنید. بهترین برداشت از آن این است که دارید او را سرزنش می‌کنید.

بهتر است بگویید: “فکر می‌کنم سوء‌تفاهمی پیش آمده است.”



برچسب ها: #غبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 18 دی 1397 02:25 ب.ظ

 

مهارت‌های غیرکلامی (زبان بدن) فروشنده و مشتری

سه شنبه 27 آذر 1397 10:20 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

مهارت‌های غیرکلامی (زبان بدن) فروشنده و مشتری
به جرات می‌توان گفت اکثر فروشنده‌ها نمی‌دانند که مشتریان براساس رفتارهای غیرکلامی (زبان بدن) آنان، قضاوت و تصمیم‌گیری می‌کنند و نه براساس آن‌چه فروشنده بر زبان می‌آورد؛ یعنی لحن و شکل سخن گفتن فروشنده، تن صدا، ژست بدن، فرم ایستادن و نشستن، برقراری تماس چشمی، خیره شدن، حرکات پلک چشم و مواردی از این دست در تصمیم‌گیری مشتری برای خرید، نقش موثری ایجاد می‌کند.

زبان بدن فروشنده
نگارنده اعتقاد دارد یک بازاریاب و فروشنده حرفه‌ای، باید در درک زبان بدن (Body Language) و رفتار مشتری تبحر داشته باشد؛ چرا که تاثیر مهارت‌های غیرکلامی (زبان بدن) پنج برابر بیشتر از مهارت‌های کلامی است.
فروشندگان بدون آگاهی از مهارت‌های غیرکلامی نمی‌توانند یک ارتباط اثربخش با مشتریان برقرار کنند، ولی متاسفانه اکثر فروشندگان با مهارت‌های غیرکلامی آشنا نیستند یا آن را جدی نمی‌گیرند. آگاهی از مهارت‌های غیرکلامی، نقش مهم و موثری در برقراری یک ارتباط اثربخش دارد.
فروشنده‌ای که در هنر تشخیص زبان بدن مهارت پیدا کند، بدون شک جزو فروشندگان سطح یک قرار می‌گیرد. با یادگیری مهارت‌های غیرکلامی، با مشتریان خود بسیار موثرتر ارتباط برقرار خواهید کرد.
بازاریاب‌ها و فروشنده‌ها باید بتوانند قضاوت صحیح و درستی از زبان غیرکلامی مشتریان خود داشته باشند. پس از یادگیری مهارت‌های غیرکلامی، متوجه خواهید شد که تنها بر صحبت‌های مشتری نباید تکیه کرد و براساس آن نتیجه گرفت. مشتری نیز همین‌گونه است و صحبت‌های فروشنده را با حرکات بدن او مطابقت می‌دهد.

توجیه فروشندگان
فروشندگانی که با مهارت‌های زبان بدن آشنا هستند و در دوره‌های یادگیری مهارت‌های غیرکلامی شرکت می‌کنند، به این توانایی دست می‌یابند که حتی با شنیدن تن صدای یک فرد از طریق تلفن، زبان بدن او را پیش‌بینی کنند.
فروشنده‌هایی که در مقابل مشتری با حالت دست به سینه ژست می‌گیرند و به نظر خود، ژست یک انسان مودب گرفته‌اند، به طور ناخودآگاه احساس ترس یا حالت مقاومت خود را در ذهن مشتری حک می‌کنند؛ هرچند که اکثر فروشنده‌ها از این نوع رفتار اطلاع‌ چندانی ندارند و برای همین است که اکثر آن‌ها در برخی فروش‌های خود ناموفق هستند و هرگز نخواسته‌اند علت عدم موفقیت خود را در یک فروش از زاویه دیگری بررسی کنند. اکثر آن‌ها خرید نکردن مشتری را براساس پیش‌فرض‌های ذهنی خود توجیه می‌کنند.
برای بسیاری از ما اتفاق افتاده است که با خود این جملات را می‌گوییم: حدس می‌زنم که فروشنده دروغ می‌گوید یا احساس می‌کنم آن‌چه فروشنده در مورد ویژگی‌های کارش یا محصولات بیان می‌کند واقعیت ندارد. این گونه برداشت‌های مشتری زمانی اتفاق می‌افتد که زبان بدن فروشنده و گفتارش با هم مطابقت ندارند.
فروشندگان هوشمند باید قادر باشند تضادهای بین گفتار و زبان بدن مشتری را تشخیص دهند. به طور مثال زمانی که مشتری از ارتباط با شما امتناع می‌کند یا حاضر به معامله با شما نیست ولی دست‌هایش باز است و کف دست‌های خود را نشان می‌دهد، باید نتیجه بگیرید که وی مشتری بالقوه‌ای است که حالت تهاجمی ندارد و با چندین بار ارتباط با وی می‌توانید او را به مشتری بالفعل تبدیل کنید.

بازار پرازدحام و پیچیده امروزی
برای انجام یک فروش خوب، ممکن است کالای شما قیمت مناسب، کیفیت عالی، زمان تحویل سریع، خدمات پس از فروش، شرایط مناسب پرداخت و بسیاری از فاکتورهای مهم و تاثیرگذار در فروش را داشته باشد. حتی فروشنده دقیقا بتواند تیپ شخصیتی مشتریان را به خوبی تشخیص دهد. چه بسا فروشنده در رعایت اصول مشتری‌مداری نیز تا سر حد وسواس اعتقاد داشته باشد و احترام قائل شود، به گونه‌ای حتی معتقد باشد در دنیای تجارت امروزی، مشتری صاحب کسب و کار است؛ چرا که رضایت و خشنودی او باعث بقای کسب‌ و کارمان می‌شود. این طور بیان کنم که از نظر خود فروشنده، همه چیز برای یک فروش موفق آماده و مهیا باشد؛ اما فروشنده به دریافت سفارش یا فروش، موفق نشود، چگونه ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؟
در بازار پرازدحام و پیچیده امروزی، تسلط و مهارت در برقراری ارتباط، یکی از عناصر کلیدی موفقیت در فروش است. بدون آگاهی از مهارت‌های غیرکلامی (زبان بدن)، نمی‌توانید پیام‌های غیرکلامی مشتری را که ممکن است با پیام‌های شفاهی او هم‌خوانی نداشته باشد، تشخیص دهید و در نتیجه، نتوانید ارتباطی اثربخش با مشتریان برقرار کنید.
اکثر بازاریان، فروشندگان و حتی مدیران، مهارت‌های غیرکلامی را جدی نمی‌گیرند. با جرات بیان می‌کنم بیشتر همین افراد، از علائم زبان بدن و تاثیر آن اطلاع چندانی ندارند و به صورت حرفه‌ای نمی‌توانند زبان بدن طرف مقابل را بفهمند؛ حال آن‌که درک و تفسیر زبان بدن در مذاکرات خرید و فروش، بسیار حائز اهمیت است.

تفاوت بین فروشنده سطح یک و فروشنده معمولی
حتما برای شما مواردی پیش آمده است که برای خرید به فروشنده‌ای مراجعه می‌کنید و او شروع می‌کند به دادن اطلاعات درباره محصول و حتی شاید با نگاه به چشمان شما، از کالای مورد نظرش تایید و تمجید می‌کند. برای من و شما بارها پیش آمده است که گاه احساس می‌کنیم یا حدس می‌زنیم که فرد دروغ می‌گوید؛ یا این‌که می‌گویید: «نمی‌دانم چرا نمی‌توانم حرف‌هایش را باور کنم.» در واقع بین زبان بدن فروشنده و گفتارش سازگاری وجود نداشته است. فروشنده سطح یک، دارای مهارت و توانایی‌های لازم در این زمینه است، و بین گفتار و زبان بدن او تضادی وجود ندارد.
تفاوت بین فروشنده سطح یک و فروشنده معمولی، در مهارت‌های غیرکلامی او نهفته است. ممکن است فروشنده سطح یک، در مقایسه با فروشندگان دیگر باهوش‌تر نباشد و از دانش آکادمیک هم برخوردار نباشد؛ اما این فروشنده قادر است علائم زبان بدن و رفتارهای غیرکلامی مشتری را به خوبی و با مهارت هر چه تمام درک کند و بفهمد که منظور مشتری چیست.

 


برچسب ها: تاثیر زبان بدن در فروش ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 27 آذر 1397 10:17 ق.ظ

 

علت پشیمان شدن مشتری از خرید چیست ؟

شنبه 17 آذر 1397 11:28 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

پشیمان شدن مشتری از خرید، یکی از بلاهایی است که بر سر فروشندگان نازل می‌شود.

تصور کنید پس از کلی دردسر، سفارش بزرگی بگیرید و دو روز بعد‌، از همان مشتری ایمیل یا فکسی به دستتان برسد  ……. (‌جالب است که هیچ وقت زنگ نمی‌زنند!‌) و در کمال ناباوری بخوانید که مشتری از تصمیم خود منصرف شده است. دردناک‌تر از این حالت وقتی است که فروشنده برای گذاشتن قول و قرار نهایی می‌خواهد با مشتری تماس بگیرد ولی گویی این آدم از صحنه روزگار محو شده است.
این مورد بیشتر در معامله‌های بزرگ مثل فروش خانه، خودرو یا پیانو اتفاق می‌افتد. بعضی‌ها تحت تاثیر احساسات تصمیم به خرید چیزی می‌گیرند، ولی بعد می‌بینند که با عقل جور در نمی‌آید یا اصلأ نمی‌توانند هزینه‌اش را بپردازند.
گروهی هم تحت تاثیر حرف دیگران از تصمیم خود منصرف می‌شوند و یا به این نتیجه می‌رسند که ارزش ندارد برای داشتن چنین چیزی با همسر خود کلی بگو مگو کنند.
حتی دولت هم پذیرفته است که گاهی پشیمانی گریبان خریداران را می‌گیرد. برای همین قانون وضع شده است که طبق آن در معامله ها باید مهلت سه روزه‌ای برای مشتری در نظر گرفت تا چنان‌چه تصمیمش عوض شد بتواند بدون پرداخت جریمه قرارداد را فسخ کند.
بعضی از فروشنده‌ها آن قدر ساده لوح‌اند که به این بند قرارداد به‌عنوان ویژگی معامله اشاره می‌کنند. غافل از این‌که با این کار تخم دودلی را در دل مشتری می‌کارند. تنها کاری که یک فروشنده خوب باید انجام دهد این است که جنبه‌های مثبت مسائل را بزرگ کند و ذهن مشتری را به سمتی سوق دهد که غلبه بر شک ها و تردید‌ها برایش آسان شود.
اگر فروشنده‌ای در این کار موفق نیست، دلیلش این است که جرات ندارد تا به مشتری بگوید چطور نگرانی‌هایش را رفع کند.
راهکار: به مشتری خود بگویید ممکن است وقتی به خانه می‌رود شک کند که آیا توان پرداخت این هزینه را دارد یا می‌توانسته همین محصول را جایی دیگر ارزان‌تر تهیه کند و یا حتی تحت تاثیر اظهار‌نظر دیگران مردد شود. سپس برایش توضیح دهید که در هر مورد چه کاری انجام دهد. شاید دیده‌اید بعضی از فروشنده‌ها نواری تهیه می‌کنند که در آن بطور مختصر دلایل بروز شک و تردید‌های بی‌جا و راه‌هایی از آن ها را شرح داده‌اند.
راز مهم: راز موفقیت در به ثمر رساندن یک معامله، یادآوری این نکته به مشتری است که اصلأ از ابتدا چرا سراغ چنین محصولی آمده است.
با به کارگیری روش‌هایی متنوع، دلیل اصلی انتخاب اولیه را بزرگ‌تر جلوه دهید و به نتیجه‌های منطقی و عاطفی معامله اشاره کنید. به خاطر داشته باشید که اگر فقط به یکی از جنبه‌های منطقی یا عاطفی قضیه توجه کنید، در نهایت به نتیجه دلخواه نمی‌رسید.


برچسب ها: علت پشیمان شدن مشتری از خرید ،
آخرین ویرایش: شنبه 17 آذر 1397 11:25 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 42 ) ... 2 3 4 5 6 7 8 ...